شاید بدونید که من چند وقت پیش یکسری مطلب در مورد دوپامین و دیتاکس دوپامین گذاشتم از اونجایی که برای توصیه کردن هر چیزی درست تر اینه که خودمون قبلش اون رو تجربه کنیم یا برای نفی کار خودمون اون کارو انجام ندیم (داستان پیامبر و خرما) و از طرفی شرایطم رو طوری دیدم که بهتر هست این کارو هم بکنم تصمیم گرفتم که یک دیتاکس همه جانبه و سرسختانه دوپامین رو روی خودم اجرا کنم و البته بعد از 40 روز میام و اینجا از تجربه هام براتون می نویسم .

پی نوشت : داستان پیامبر و خرما را قراردادم این زیر در صورت تمایل میتونید بخونید .

داستان

این مثل را در موردی به كار می برند كه می خواهند بگویند كسی كه دیگران را در كاری نصیحت می كند اول باید خودش به آن نصیحت عمل كند .

می گویند در زمان حضرت رسول یك مادر همراه كودك خردسالش آمد پیش آن حضرت و گفت یا رسول الله من از دست این بچه عاجز شده ام ! این بچه رطب را خیلی دوست دارد و زیاد می خورد و حالا هم حالش خوب نیست ولی حرف مرا نمی شوند و هر چه سفارش می كنم كه خرما نخورد باز هم گوش نمی دهد. چون شما پیغمبر هستید و حرف شما اثری دارد ، امروز او را آورده ام اینجا كه نصیحتش كنید و بفرمائید از خوردن رطب پرهیز كند، پیغمبر فرمود: بسیار خوب، شما امروز بروید و فردا كودك را بیاورید تا نصیحت كنم. مادر، بچه را برد و فردا آورد و پیغمبر با زبان خوش با كودك صحبت كرد و در میان حرفها او را نصیحت كرد كه به حرف مادرش گوش بدهد و از خوردن رطب پرهیز كنید تابیماریش خوب شود و بعد بتواند بیشتر رطب شیرین بخورد و بازی كند و مادرش از او راضی باشد كودك قبول كرد و گفت : تا حالا نگفته بودند كه چرا نباید بخورم، اگر درست می فهمیدم كه خرما چرا ضرر دارد گوش می كردم ولی مادرم می خواست با داد و فریاد و نفرین و آفرین مرا به حرف شنوی مجبور كند ، من هم خرما می خواستم، حالا دلیلش را فهمیدم تا هر وقت كه مادر بگوید پرهیز می كنم. پیغمبر كودك را نوازش كرد . وقتی حرفها تمام شد مادر از حضرت تشكر كرد و پرسید : حالا كه كار به این آسانی بود آیا ممكن است بفرمائید چرا دیروز او را نصیحت نكردید ؟ مگر دیروز و امروز چه تفاوتی داشت ؟ حضرت فرمود : دیروز و امروز با هم فرق نداشت ولی من دیروز خودم خرما خورده بودم و شایسته این بود روزی دیگران را منع كنم كه خودم خرما نخورده باشم. حرف خوب وقتی اثر دارد كه خود گوینده هم به آن عمل كرده باشد.

 

5+