پذیرش کلید آرامش داشتم برای برادرم توضیح میدادم که مشکل فعلی زندگی اش در تضادی هست که بین واقعیت و پذیرشش دارد هست. به نظر من در صورت که واقعیت...
پذیرش کلید آرامش داشتم برای برادرم توضیح میدادم که مشکل فعلی زندگی اش در تضادی هست که بین واقعیت و پذیرشش دارد هست. به نظر من در صورت که واقعیت...
اردیبهشت ماه بود ، کلاس یازدهم بودم. استاد فیزیکمان آقای اسکندری کلاس ساعت آخر خودش را تمام کرد و موقع خداحافظی بود که باران بسیار زیبایی شروه به باریدن کرد....
نظر شما در مورد مطالب و ویدیو های این چنینی چیست ؟ حقیقتی محض در همه آن ها نهفته است : دنیای بزرگی که در ذهن خود ساخته ایم در...
متن زیر بخشی از مکاتبات من و دوستم هست گفتم آن را اینجا هم به اشتراک بگذارم .(طبیعی هست که لحن خودمانی دارد) از طرفی تصمیم گرفتم دسته بندی چت...
کلاس دهم بودم رشته ریاضی طبق معمول در زنگ تفریح در زمین والیبال بودم شلوغ بود و من تیم سوم بودم بالای زمین منتظر این که نوبتم شود به میدان...
حتی تو تلخ ترین لحظه ها هیشکی اندازه تو شیرین نیست. حتی تو شاد ترین لحظه ها هیچکی اندازه من غمگین نیست.
در راه حرکت به سمت یک دورهمی کتاب خوانی بودم با دو تا از دوستانم حالم معمول رو به خوب بود عجله آنچنان زیادی نداشتم می دانستم که حدود پنج...
آدمیزاد تغییر می کند هر سال هر ماه هر روز هر دقیقه و هر ثانیه که میگذرد،تو تغییر میکنی. داده جدید به دست می آوری فکر میکنی تصمیم میگری حرکت...
پارادوکس عجیبی است مگر نه ؟ تیتر های حماسی و پارادوکسی از مهارت های من برای القای خاص بودن به خودم هست 🙂 اما این بار واقعا شروع یک پایان...